أبو الحسن الشعراني

15

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

گفت كه من عبرى را پيش يك ملّاى يهودى خوانده‌ام . در علوم دينى و فقه و اصول و روايت و تفسير و آثار قلمى ، قلم توانايى داشت . فارسى را خيلى سنگين و قوى و فصيح مىنوشت . در رياضيّات عاليه ، در نجوم ، من بارها اين مطلب را به عرض رسانده‌ام در ميان علماى روحانى ما در عصر خودم بنده كسى را به تبحّر در رياضيّات از ايشان بهتر و برتر نديدم . « 1 » اگر آثار قلمى علّامه شعرانى يك‌جا جمع بشود ، دائرة المعارفى خواهد شد . از صفات ايشان اينكه در برابر اساتيدش خيلى خاضع بود . خيلى متواضع بود و آنها را به بزرگى اسم مىبرد و مىفرمود : كسى كه دربارهء بزرگان دين ، بيان و قلم و روش ناروا داشته باشد ، اوّلين جايزه‌اى كه از خدا مىگيرد اين است كه از بركات انفاس آنها محروم مىشود . و خيلى بزرگان دين را احترام مىكرد . يكى از كتاب‌هاى ايشان ترجمه و شرح كشف‌المراد است كه خيلى اعتنا به كشف المراد و تجريد جناب خواجه طوسى داشتند و اهتمام ايشان بر اين بود كه طلبه حتما كشف‌المراد را بخواند ، آشنا شود به كلام امّاميّه و فرمايششان اين بود كه الآن تنها كتابى كه درسى است و بايد باشد ، همين كتاب است و خودشان آن‌قدر علاقه داشتند و ما را تشويق مىكردند كه بنده خودم در تهران كشف‌المراد درس مىگفتم . و اين كشف‌المراد كه تصحيح و تحشيه كرديم - كه به حمد اللّه چندبار به طبع رسيد - حقيقتش اين است كه يكى از بركات اصرار و ابرام و تشويق ايشان بود . اعتنايى كه به اين كتاب داشتند كه به حمد اللّه بهره‌مند شديم . دربارهء اسرارالحكم مرحوم حاجى سبزوارى اگر ملاحظه فرموده باشيد ، آنجا كه علّامه شعرانى تحشيه فرموده ، راجع به مقام حكمت فرمايشى دارد و در اين كتاب كشف‌المراد راجع به عرفان فرمايشى دارد ؛ مىفرمايد : در كشف‌المراد هيچ مطلب عرفانى نياورده‌ام . اين‌طور عذرخواهى مىكند كه : اميدواريم هيچ تعصّب ننموده باشيم و از جادهء عفاف علمى هم خارج نشده ، در مقام بيان حقايق دين كينه با كسى اظهار نكرده و جز به اصول بديهيه و ظاهر تمسك ننموده ، از مسائل فلسفى همان كه مطابق ديديم يا مخالف نديديم نقل كرديم و از مسائل عرفا هيچ نياورديم ، چون بناى كلام بر عقل است و عرفان فوق عقل است . لذا بحث عرفانى را در اين كتاب عنوان نكرديم . اين فرمايشى است كه

--> ( 1 ) . نور علم ، شماره 50 - 51 ، ص 92 .